تفاوت بازاریابی و برندینگ در چیست؟! چگونه آنها را تشخیص دهیم؟!
در این مقاله قصد داریم که شما را با تفاوت بازاریابی و برندینگ آشنا کنیم شما با خواندن این مقاله به راحتی میتوانید به تفاوت این دو واژه پی ببرید و کسب و کار خود را با دقت بیشتری گسترش دهید.
ابتدا با تعریف مختصری از بازاریابی و برندینگ مقاله را شروع خواهیم کرد:
تجربه هایی که طی سالیان اخیر در حوزه بازاریابی آنلاین کسب کرده ایم این است که احتمالاً فکر می کنید برندینگ یعنی:
• لوگوها، رنگ های طرح ها و طراحی وب سایت
لوگوی من باید چطور باشد؟ چه رنگ هایی کسب و کار مرا به بهترین نحو نشان می دهند؟ درباره ی طراحی وب باید چطور پیشروی کنم؟
• ذکر برند، لینک ها و محبوبیت اجتماعی
من تا حد ممکن باید به صورت آنلاین دیده شوم. زیرا به حافظه سپرده شدن برند کمک می کند.
ممکن است که شما فکر کنید برندینگ به معنای تلاش برای کمپین های تبلیغاتی و یا حضور برای دیده شدن در موتورهای جستجو ازقبیل گوگل و بینگ است. در اینجا باید بگوییم، همه موارد ذکر شده، ابزار بازاریابی هستند و فقط سطح برندینگ را تراش می دهند.

تفاوت بازاریابی و برندینگ در چیست؟!
میتوان با این فرض شروع کرد که برندینگ و بازاریابی همانند ماه و خورشید هستند، بدین صورت که ماه سنگ جذابی است که سیاره را در برمیگیرد و نور خورشید را منعکس می کند و نقش مارکتینگ می توان به آن داد و خورشید منبع نور و گرما و زندگی است که در این حالت نقش برندینگ را ایفا می کند.به زبان ساده تر برندینگ اصل وجود شما را نشان می دهد و مارکتینگ(بازاریابی)این فرصت را به مشتریان می دهد تا ما را انتخاب کنند.
تعاریف بازاریابی و برندینگ
بازاریابی، مجموعه ای از ابزارها و فرآیندهاست که باعث میشود شما به وسیله ی آن بتوانید در کسب وکار خود پیشرفت کنید و همچنین با این ابزار خودتان را برای مشتریان معتبرتر جلوه دهید. ابزاری از قبیل شبکه های اجتماعی، سئو و..
برندینگ، به عبارت دیگر، خود یک فرهنگ است. پیامی است که نفوذ کرده و همه ی فرآیندهای کسب و کار شما را مدیریت می کند.
سوءتفاهم های متداول درباره ی برندینگ
در کنار هم بودن برندینگ و بازاریابی تنها یکی از سوء تفاهم های رایج درباره برندیگ می باشد. بسیاری از شرکت ها و بازاریابان وظایف برندینگ را مدیریت می کنند ولی در عین حال دچار سوء تفاهمات زیر می شوند:
1- برندینگ در واقع همان بازاریابی، تبلیغات و هر چیز موثر می باشد.
اما همانطور که در مطالب قبلی گفته شد برندینگ مفهوم عمیق تری نسبت به بازاریابی دارد. تفاوت بازاریابی و برندینگ با این سوء تفاهم آشکار می شود. در حقیقت برندینگ شخصیت شما، هویت و فعالیت شما را نشان می دهد و سعی در سازماندهی این ویژگی ها دارد.
2- در حوزه برند، شما قدرت نهایی هستید
این سوء تفاهم اکثرا برای تمام صاحبان سرمایه و همچنین کسانی که برای اولین بار کسب و کار خود را شروع کرده اند، ایجاد می شود ! واقعیت این است که وقتی لحن خود را تنظیم می کنید و برای گفتن آماده می شوید و راهنمایی هایی را که سازمان شما دنبال می کند را تنظیم می نمایید، لزوماً بطور اتوماتیکی بدین معنا نیست که شما قدرت نهاییِ برند هستید.
شایان ذکر است که مشتریان شما افرادی هستند که از برند شما تعریف می کنند و همچنین درک آنها مانند سایر مردمی است که از برند شما تاثیر گرفته اند، به همین خاطر آنچه در اینجا مهم است انتخاب دقیق ارزش های برند شماست.
3-در حوزه برندینگ، فرمولی برای موفقیت وجود دارد
در حوزه برندینگ باید گفت که هیچ وقت شما نمیتوانید دو شرکت را پیدا کنید که کاملا شبیه هم باشند فقط شما میتوانید از نظر فعالیت انها را یکی بدانید آن هم فعالیت هایی را که در راستای برند خود انجام می دهند. همه چیز در بازاریابی آنلاین قابل سنجش است، این قابلیت تفکری اشتباه درمورد وجود فرمولی برای برندینگ ایجاد کرده است در حالی که چنین چیزی درست نیست، برندیگ فرمولی ندارد بلکه آنچه وجود دارد یک تجربه سفارشی است و اینکه شما میتوانید موفقیت برند خود را بسنجید زیرا برند در واقع پایه و اساس کار شما می باشد.
برندینگ صحیح
برای ایجاد و تاسیس یک برند قوی، ابتدا لازم است شما لیستی از سوالاتی که در ذهن دارید را تهیه کرده تا با دریافت پاسخ آنها به درستی در مسیر هدف خود قرار بگیرید.
ایجاد هدف
نکته ای که در ابتدای کار خود باید آن را مورد توجه قرار دهید این است هدف خود را ایجاد و مشخص کنید به این منظور که باید از خود بپرسید برای چه میخواهید این کار را انجام دهید؟؟ باید دقت کنید که شما نباید انتظار این را داشته باشید که به زودی به جواب سوال خود برسید بلکه باید از خودتان بپرسید که چرا چندین بار قبلی به هدف ریشه ای که مرکز کسب و کارتان است دست یافتید. با سوالاتی مانند گزینه های زیر شروع کنید:
• چرا من این کسب و کار را ساختم؟
• چرا من می خواهم به این گروه خاصی از مردم کمک کنم؟
• چرا برای من اهمیت دارد که این کارها به انجام برسد؟
همینطور که پیش می روید، پاسخ خود را به هر یک از این چراها یادداشت کنید. این پاسخ ها، هدف شما را ایجاد خواهند کرد.
والت دیزنی به خوبی به این سوال پاسخ داد و نمونه خوبی از شرکتی است که دقیقاً می داند برای چه وجود دارد. آنها می خواهند شادی و لذت را در جای جای دنیا به کودکان هدیه دهند. این در همه ی کارهایی که آنها انجام می دهند نفوذ می کند.
انتخاب شخصیت و رأی خود
یکی از سوالات دیگری که میتوانید از خود بپرسید این است که برند من چیست؟ این سوال به شما کمک میکند تا به برند خود حالت دهید و در مرحله بعدی یعنی برندسازی قرار بگیرید. درین مرحله سوالات زیر را از خود بپرسید:
چه لحنی را قرار است برای برند خود استفاده کنم؟
می خواهم که مرا چطور درک کنند؟ -آیا می خواهم صمیمی و عادی باشم؟ یا سازمانی و رسمی؟ و …
آیا قادر هستم در کل وجودیت این برند، به این هویت پایدار باقی بمانم؟
یادتان باشد که محاطبان شما دنبال یک هویت پایدار هستند و توانایی پایداری شما بر برندتان یکی از معیارهای مهمی است که وفاداری مشتری را به شما هدیه می دهد.
طرح کلی ارزش ها
حال زمان آن فرارسیده است از خود بپرسید: من چه کسی هستم؟
ارزش هایی که در مراحل قبل بدست آوردید،چه کسی بودن شما را در قالب برند معرفی میکند. آنها را لیست کرده و ویژه کسب و کارتان تعریف کنید.
Zappos کارهای خوبی را در طرح کلی و تعریف ارزش های شان انجام داد.این برند برای خود 10ارزش دارند که اگر شما به سایت آنها رجوع کنید میتواننید ارزش آنها را در فرایندهایشان ببینید. باید گفت که زاپوس یک خرده فروشی کفش و لباس انلاین در لاس وگاس ,نوادا است. همینطور متوجه خواهید شد که مردم این ارزش ها را از پست های وبلاگ گرفته و به قلب های شان، عملکردهای شان و خدمات مشتری شان هدایت کرده اند. تعریف کردن مجموعه ای از ارزش های خوب و ثابت به شما کمک می کند تا استوار بمانید و طبق اصول کاری سازمان تان خدمت کنید.
تعریف فرهنگ
گوگل بخاطر فراهم کردن زمان و همچنین منابع که در اختیار کارکنان خودش قرار میدهد میخواهد که چیزهای جدید کشف کند و در همه حال همیشه مشوق خلاقیت بوده است. کسب وکاری که شما راه می اندازید وابسته به فرهنگ شماست به این معنی که کارکنانِ راضی، خلاق و منسجم منجر به آسان تر شدن قابلیت مدیریت شما می شوند و همچنین به کار شما قوت بیشتری می بخشند.
برقراری ارتباط بین برندتان و مخاطبان
در این مرحه به این نکته می رسید که قرار است چطور برند خودتان را افزایش دهید مهم ترین نکاتی که باید هنگام برنامه ریزی برای استراتژی ارتباطی خودتان به چالش بکشید موارد زیر است
• بیانیه مأموریت شما که به راحتی می توانید از هدف خود استنتاج کنید.
• مزایایی که مشتریان شما می توانند از کسب و کار شما بدست بیاورند که در ابتدای مرحله پاسخ داده شده است. (پاسخ به چراها)
• پلت فرم های انتخابی شما و رسانه ی مناسب برای هر یک.
• Call to Action ها- چه اهدافی دارید، چطور برنامه ریزی می کنید برای جلب مخاطبان تان.
نتیجه
برندینگ با بازاریابی برابر نیست! در واقع برندینگ، مرکز اصلی استراتژی بازاریابی شما می باشد. در واقع تفاوت بازاریابی و برندینگ همینجاست. برای ایجاد یک برند موثر باید قدرت و وضوح را در هر یک از مراحلی که بحث شد، داشته باشید.
باید به بازار هدف خود اجازه دهید تا شخصیت برند و ارزش ها را با موفقیت شناسایی کنند.
آخرین نکته ای که همواره باید به خاطر بسپارید این است که برندینگ، کاری نیست که فقط یک بار در شروعِ راه اندازی کسب و کار انجام دهید. بلکه همواره باید این تلاش را بطور ادامه دار تا انتهای کسب و کار خود به همراه داشته باشید. در حالیکه بازاریابی می تواند متوقف شود و این نکته را فراموش نکنید که برندینگ بازاریابی نیست. بلکه مرکز اصلی استراتژی شماست و همواره باید به بازار خود اجازه دهید تا شخصیت برند و ارزش های شما را با موفقیت شناسایی کنند.